فارسی | کوردی


پولیتیا نامی است که در میانه‌ی دو قطب روابط نظام‌یافته‌ی میان جوامع انسانی و مبارزه برای کسب قدرت در وضعیت جنگی همه با همه در نوسان است. اما در میانه‌ی این دو قطب، پولیتیا از موضعی پی‌گیری شده است که فارغ از موازنه‌ی سود و زیان، دغدغه‌ی تبیین چگونگی توزیع خیرهای عمومی و متوازن ساختن سهم شهروندان را در امور جمعی و تعیین ذی‌حق بودن آنان را در اجتماع در کانون نگاه‌های خود می‌نشاند. چنین آغازگاهی دست‌یابی به امنیت، عدالت و پیشرفت را به عنوان بخشی از خیرهای سیاسی، در نتیجه‌ی مواجهه با فقدان در کانون خود قرار می‌دهد. اما تعیین چنین آغازگاهی دلالتی است بر دو مفهوم نظریه‌ساز در سیاست؛ یعنی فقدان و بحران که خود را در انحلال امر سیاسی- به معنای مذکور- به نمایش می‌گذارد. فقدان در این معنا دلالتی است بر سیاست در مقام اشاره به انسانی که تنها از مجرای سیاست می‌تواند واجد حقوق برابر شناخته شود؛ اما در عرصه‌ی واقع هم سیاست دچار انحلال و هم نیز حقوق در غیاب است. فقدان حقوق و انحلال امر سیاسی به بحرانی منجر می‌گردد که می‌تواند خود را در وجوهی متکثر از فساد سیاسی، ورشکستگی اخلاقی گرفته تا معضله‌ی هویت، بحران اقتدار و مشروعیت بازنمایی کند. در چنین گره‌گاهی است که پولیتیا در مقام نامی دیگر، یعنی نظر کردن در سیاست-تیورین- تولد می‌یابد. از این منظر، پولیتیا نظر کردن در سیاست را نه در جای-گاه نقطه عزیمتی از هست‌ها به باید‌ها، بلکه در مقام تبدیل حقیقت‌های نظری به کاربردهای عملی می‌داند تا آیندگان نگویند که ما چنان با سکوت از کنار فقدان و بحران‌ها گذشتیم که گویا این دوره رویایی بیش نبوده است.

پولیتیا مجله‌ای است که با بهره‌گیری از رویکرد‌های میان رشته‌ای، درصدد بازخوانی، تحلیل و تبیین دگرگونی‌های جهان-زیست برآمده است. پولیتیا پذیرای نوشته‌هایی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی، سیاست، فلسفه و تاریخ خواهد بود که با تحلیل و تبیین‌های مبتنی بر واقعیت، در راستای ترسیم افق‌های پیش‌ِروی این...

ادامه مطلبادامه مطلب

پولیتیا نامی است که در میانه‌ی دو قطبِ “روابط نظام‌یافته‌ی جوامع انسانی” و “مبارزه برای کسب قدرت در وضعیت جنگِ همه با همه” در نوسان است. بر این اساس، پولیتیا از موضعی پی‌گیری می‌شود که فارغ از موازنه‌ی سود و زیان، تبیینِ توزیعِ خیرهای عمومی، متوازن ساختنِ سهم شهروندان در امور جمعی و تعیین ذیحق بودن آنان را در اجتماع، دغدغه‌ی کانونی خود می‌داند. دستیابی به امنیت، عدالت و پیشرفت به عنوان بخشی از خیرهای سیاسی، در نتیجه‌ی مواجهه با فقدان، نقطه‌ی آغازین چنین تلاشی است. این آغاز دلالتی است بر دو مفهوم نظریه‌ساز در سیاست؛ یعنی “فقدان” و “بحران” که خود را در انحلال امر سیاسی- به معنای مذکور- به نمایش می‌گذارند. فقدان به این معنا دلالتی است بر سیاست در مقام اشاره به انسانی که تنها از این مجرا می‌تواند واجد حقوقِ برابر شناخته شود؛ اما در عرصه‌ی واقع، هم سیاست دچار انحلال شده و هم حقوق غایب است. فقدانِ حقوق و انحلال امر سیاسی نیز به بحرانی منجر می‌گردد که غایتِ آن، بازنمایی وجوهی متکثر از ورشکستگی اخلاقی و فساد سیاسی است که تا معضله‌ی هویت و بحران اقتدار و مشروعیت گسترش می‌یابند. در چنین گره‌گاهی است که پولیتیا در مقام نامی دیگر، یعنی نظر کردن در سیاست-تیورین- متولد می‌شود. از این منظر، پولیتیا نظر کردن در سیاست را نه در جای-گاه نقطه عزیمتی از هست‌ها به باید‌ها، بلکه در مقام تبدیل حقیقت‌های نظری به کاربردهای عملی معنا می‌کند تا آیندگان نگویند که ما چنان با سکوت از کنار فقدان‌ها و بحران‌ها گذشتیم که گویا این دوره رؤیایی بیش نبوده است.